در سال 1979، تقریباً هر آنچه را که امروزه در مورد تغییرات آبوهوایی میدانیم – از جمله چگونگی توقف آن – میدانستیم. در طول دهه بعد، انگشتشماری از دانشمندان، سیاستمداران و استراتژیستها، به رهبری دو قهرمان غیرمنتظره، با به خطر انداختن شغل خود، در یک کارزار ناامیدانه و فزاینده تلاش کردند تا جهان را متقاعد کنند قبل از اینکه خیلی دیر شود، دست به کار شوند. از دست دادن زمین داستان آنها و داستان ماست.
مجلهی نیویورک تایمز یک شماره کامل را به شرح پیشگامانهی ناتانیل ریچ از آن دهه اختصاص داد، که به یک پدیدهی ژورنالیستی فوری تبدیل شد و باعث پوشش و گفتگو در سراسر جهان گردید. با تأکید بر زندگی کسانی که با تهدید بزرگِ هستیشناختی عصر ما دستوپنجه نرم کردند، ابعاد اخلاقی وضعیت اسفناک مشترک ما را به تصویر کشید.
از دست دادن زمین، که اکنون به شکل کتاب گسترش یافته است، داستان انسانی تغییرات آبوهوایی را با لحنی غنیتر و صمیمیتر بیان میکند. این کتاب با جزئیاتی که قبلاً گزارش نشده بود، تولد انکار تغییرات آبوهوایی و پیدایش تلاش هماهنگ صنعت سوختهای فسیلی برای خنثی کردن سیاستهای آبوهوایی از طریق اطلاعات نادرست، تبلیغات و نفوذ سیاسی را فاش میکند. کتاب، داستان را تا به امروز پیش میبرد و با سایهی بلند شکستهای گذشتهی ما دستوپنجه نرم میکند و سؤالات مهمی را در مورد چگونگی درک گذشته، آینده و خودمان میپرسد.
از دست دادن زمین، مانند هیروشیما اثر جان هرسی و سرنوشت زمین اثر جاناتان شل، دستاوردی نادر است: اثری جذاب از تاریخ دراماتیک که چارچوبی اخلاقی برای درک چگونگی رسیدن به اینجا و چگونگی پیشروی ما ارائه میدهد.
«جذاب… داستانی خوشتعریف.» — Newsday
«چگونه آشفتگیای را که در آن قرار داریم توضیح دهیم؟ ناتانیل ریچ شرح میدهد که چگونه یک دهه سرنوشتساز به هدر رفت… سهمی مهم در ثبت بیتوجهی ما به روزگار.» —الیزابت کولبرت، نویسندهی انقراض ششم