کتاب *ساختار انقلابهای علمی* اثر توماس کوهن، با انتشار در سال ۱۹۶۲، رویدادی سرنوشتساز بود که درک پیشین از علم را، به عنوان انباشتی آهسته و منطقی از حقایق، زیر و رو کرد و با معرفی مفهوم «تغییر پارادایم»، ملاحظات اجتماعی و روانشناختی را وارد قلب فرآیند علمی نمود. بیش از پنجاه سال پس از انتشار، اثر کوهن همچنان بر متفکران حوزههای گوناگونی از جمله دانشمندان، مورخان و جامعهشناسان تأثیرگذار است. واضح است که خود *ساختار انقلابهای علمی* کمتر از انقلابهای پارادایمی که توصیف میکند، تغییر ایجاد نکرده است.در کتاب *«ساختار انقلابهای علمی» کوهن در پنجاه سالگی*، برجستهترین دانشمندان علوم اجتماعی و فیلسوفان به بررسی خاستگاه شاهکار کوهن و میراث آن پس از پنجاه سال میپردازند. این مقالات، زمینههای تاریخی مهمی را برای اثر کوهن احیا میکنند و به تحلیل انتقادی مبانی آن در علم قرن بیستم، سیاست و زندگینامه فکری خود کوهن میپردازند: تجربیات او به عنوان دانشجوی فارغالتحصیل فیزیک، رابطه نزدیک او با روانشناسان قبل و بعد از انتشار *ساختار* و چارچوب جنگ سرد از اصطلاحاتی مانند «جهانبینی» و «پارادایم».