باورکردنی نیست، اینطور نیست؟ خب، از سال ۱۹۵۰ تا اواخر دهه ۱۹۷۰، تعداد زیادی از مردم با این نظر مخالف بودند، زیرا آنها پرفروشترین اثر اصلی ایمانوئل ولیکوفسکی، *جهانها در برخورد* را میخواندند و اصرار داشتند که شاید این متفکر چنددانشی، کلید یک علم نوین و یک تاریخ جدید را در دست دارد. از سوی دیگر، دانشمندان از همان ابتدا به کتاب ولیکوفسکی، پیروان و مطبوعات او بیرحمانه حمله کردند. در *جنگهای شبهعلم*، مایکل دی. گوردین چهره تقریباً فراموششده ولیکوفسکی را احیا میکند و از حرفه عجیب و غریب و نوشتههای بهطرز شگفتانگیزی تأثیرگذار او برای بررسی تعاریف متغیر خطی که تحقیق علمی مشروع را از آنچه مزخرف تلقی میشود جدا میکند، استفاده میکند و نشان میدهد که این سؤال تا چه اندازه برای ما امروز حیاتی است. گوردین با تکیه بر انبوهی از مطالب منتشرنشده قبلی از بایگانی شخصی ولیکوفسکی، تاریخچهای از پشت صحنه زندگی حرفهای نویسنده را ارائه میدهد، از موفقیت اولیه او تا نفوذ روزافزون او بر ضد فرهنگ، نبردهای عمومی داغ با چهرههای برجستهای مانند کارل ساگان و کسوف نهایی. در این مسیر، او نگاهی اجمالی و جذاب به تاریخچهها و اثرات سایر آموزههای حاشیهای، از جمله آفرینشگرایی، لیسنکوئیسم، روانشناسی فراحسی و موارد دیگر ارائه میدهد—که همه آنها ارتباطات شگفتانگیزی با نظریههای ولیکوفسکی دارند.
امروزه علم به هیچ وجه جهانی امن نیست و به نظر میرسد که دانشمندان خود در محاصره منتقدان، انکارکنندگان و کسانی هستند که آنها را “شبهدانشمندان” مینامند—همانطور که در نبردهای مربوط به تکامل و تغییرات آبوهوایی به وضوح دیده میشود. *جنگهای شبهعلم* به طور همزمان ریشههای غافلگیرکننده جنگ سرد در معضل معاصر ما را آشکار میکند و خوانندگان را به رویکردی متفاوت برای ترسیم خط بین دانش و مهملات راهنمایی میکند.