در غیاب این بررسی دقیق، نبوغ به عنوان استعداد یا هوش فوقالعاده – مفهومی نخبهگرایانه – درک شده است. نبوغ پس از روانکاوی با ارائه روایتی جدید از نبوغ، در این مناظره مداخله میکند.
کی. دانیل چو، با تکیه بر آثار زیگموند فروید و ژاک لاکان، استدلال میکند که نبوغ، استعداد یا هوش فوقالعاده نیست، بلکه با مفهوم روانشناختی والایش ارتباط دارد و به وسیلهی آن روشن میشود؛ والایش فرآیندی است که در آن، ناخوشایندیهایی که در زمان ناکامی تولیدات فکری ما ایجاد میشوند، خود به لذت بدل میشوند. چو با بررسی دقیق آثار فروید دربارهی لئوناردو داوینچی آغاز میکند و سپس به تحلیل فیلم، هنر، رابطهمان با طبیعت، سیاست، روانشناسی گروهی، عشق و فلسفه میپردازد تا نشان دهد که نبوغ، فراتر از یک مفهوم نخبهگرایانه، از طریق رویکردی متفاوت به ایدههای نقص، ناامیدی و شکست، به طور همگانی در دسترس است.
نبوغ پس از روانکاوی مداخلهای جسورانه و نوین در موضوعی است که از نظر فرهنگی مرکزی است اما کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است.