این کتاب درمانگران فردی را دعوت میکند تا سیستمی فکر کنند (شامل مسائل عدالت اجتماعی) و درمانگران خانواده را ترغیب میکند تا درک عمیقتری از فرد در بافتهای مختلف، از جمله قلمرو ناخودآگاه، به دست آورند. این اثر با استفاده از چارچوب واقعگرایی انتقادی، دیدگاههای متعددی را ترویج میکند – اغلب ترکیبات نوآورانهای از سنتهای متفاوت رواندرمانی – تا درک جامع را گسترش داده و مجموعهی غنیتری از منابع را برای تعاملات درمانی مشترک فراهم آورد. این کتاب با بررسی انتقادی بنیانهای فلسفی اغلب ناگفتهی روشهای رواندرمانی، به بازبینی طیفی از ملاحظات نظری و عملی میپردازد: انتخاب نظریه، نقش علم، دانستن و ندانستن، هیجان در سیستم، قدرت و خودمختاری، همکاری و تغییر، و شباهت و تفاوت. همهی عناصر پیشین کتاب سپس در موضوعات بالینی مثلثسازی، رفتار پرخاشگرانه و خارج از کنترل، و خودآزاری گرد هم میآیند. نمونههای موردی کوتاه متعدد و مثالهای موردی طولانیتر تضمین میکنند که نظریه همیشه در عمل ریشه داشته باشد.