ژاک لاکان و میشل فوکو اغلب به عنوان رقبای فکری تصویر میشوند؛ میراثشان با تفاوتهایی در روش، تبار و اولویتهای تحلیلی برجسته شده است. با این حال، در زیرِ پروژههای متمایز آنها، یک آرمان مشترک نهفته است: واسازیِ تصور غربی از سوژه، ضمن تعامل انتقادی با مفهوم ذهنیت در اندیشه پساکانتی.
این کتاب، پروژه انتقادی فوکو را از دریچه نظریه چهار گفتمان لاکان بررسی میکند؛ نظریهای که در سمینار هفدهم: «روی دیگر روانکاوی» (۷۰-۱۹۶۹) معرفی شد. کتاب «خواندن فوکو از خلال لاکان» در دو بخش، به شکل گفتگویی بین گفتمانهای هیستریک و تحلیلگر آشکار میشود. بخش اول، «هیستریک»، نقد تبارشناختی فوکو را از اوایل تا اواسط دهه ۱۹۷۰، به عنوان شکلی از پرسشگری هیستریک بازتعریف میکند که متوجه میراث استعلایی کانت و پیامدهای آن است. بخش اول از طریق بررسی چگونگی تعامل خشونت و مقاومت جسمانی در یک چارچوب گفتمانی، شکافهای معرفتشناختی را آشکار میکند که سوژه مدرن را نشاندار کردهاند.
بخش دوم، «تحلیلگر»، بازتعریف فوکو از نقد کانتی را به عنوان تعاملی تاریخی و واقعشده در اکنون بررسی میکند. این بخش با تکیه بر ادعای لاکان مبنی بر اینکه تجربه تحلیلی با هیستریکسازی گفتمان آغاز میشود، همراستایی مجدد فوکو با کانت را به عنوان تحقق دگرگونی از هیستریک به تحلیلگر به شکل پسنگرانه در نظر میگیرد. بخش دوم با پرداختن به مضامینی مانند پاراسیا، انتقال و اخلاق گفتار، گفتمان را به عنوان پیوندی اجتماعی بررسی میکند که از هویتهای ثابت فراتر میرود تا در شیوههای جدیدی از هستی سکونت گزیند.