مراقبتهای بهداشت روان در آمریکا چیزی کمتر از فاجعهبار نیست. پیشرفتهای ظاهری در روشهای درمان و داروها همچنان برای کسانی که بیشترین نیاز را به آنها دارند، غیرقابل دسترس است. افراد بیشماری که به دنبال درمان هستند، به طور معمول روانه زندان میشوند یا بیخانمان میشوند، در حالی که یک اپیدمی بیماری روانی نسلهای جوانتر را در هم میکوبد. به نظر میرسد واضح است که این سیستم از کار افتاده است، اما حقیقت غمانگیز این است که دقیقاً همانطور که در نظر گرفته شده، عمل میکند و سودهای هنگفتی را برای نهادهای شرکتی که اکنون مراقبتهای بهداشت روان را مدیریت میکنند، فراهم میکند.
چشم پوشی آسان است. بیشتر ما ترجیح میدهیم از ترسهای خود در مورد بهداشت روان فرار کنیم و به فردگرایی سرسختانه آمریکایی و بازار آزاد ایمان داشته باشیم، تا اینکه با تعصبات و باورهای نادرست خود روبرو شویم. چرا ما چنین سیستم فاجعهباری را ساختیم، در حالی که هر کشور صنعتی دیگری مدلهای بسیار بهتری را توسعه داده است؟ دکتر نیکلاس روزنلیخت، پس از دههها کار در روانپزشکی، فاش میکند که چگونه و چرا به این واقعیت اسفناک رسیدیم—و مهمتر از آن، چگونه میتوانیم راه خود را از آن بیرون پیدا کنیم.
به موقع و بیپرده، و نوشته شده با نثر مسلط و دانش عمیق یک کهنهکار مراقبتهای بهداشت روان که منافع شرکتی را قاطعانه رد میکند، دکتر روزنلیخت پیامدهای فاجعهبار مدل مراقبتهای بهداشت روان انتفاعی را آشکار میکند. بیماران “مشتری” و پزشکان “ارائهدهنده” هستند، که عنصر انسانی را از بین میبرد و شیوههای غیراخلاقی و قانونی زیرکانه را جسور میکند. شاید موذیانهترین بخش این باشد که مدل کسبوکار، بیماران روانی را به عنوان “دیگری” ترسیم میکند، به عنوان افرادی که فقط نمیخواهند کمک بگیرند، نه به عنوان افرادی که توانایی پرداخت هزینه مراقبت را ندارند یا حتی به عنوان نتیجه بیماری خود متوجه نمیشوند که به کمک نیاز دارند. اما مسیری رو به جلو وجود دارد. بیماری روانی چیزی است که به نحوی همه ما را تحت تاثیر قرار خواهد داد، اگر نه به طور مستقیم از طریق کسانی که میشناسیم و دوستشان داریم. کسانی که قبلاً به مراقبت از عزیزی کمک کردهاند، میدانند که کسانی که از آن رنج میبرند، امیدها، خواستهها و آرزوهایی دارند. یک راه حل سالم به معنای یک جامعه سالم تر است. کتاب *نگهبان برادرم* در سنت اندرو سولومون یا کتاب *بدن هرگز فراموش نمیکند* اثر بسل ون در کولک، یک کتاب تغییر دهنده پارادایم است که میتواند به ما کمک کند تا راه خود را به سوی راه حلهای واقعی و پایدار پیدا کنیم.