این کتاب با ارائه تجربیات دست اول و همچنین یافتههای کیفی و کمی، این فرضیه را مطرح میکند که بیماریهای روانی، بیانگر ناتوانی هستند، نه بیماری. رویکرد جایگزینِ ناتوانی (که در حال حاضر در روانپزشکی اختلالات رشدی عصبی به کار گرفته میشود، اما در مورد بیماریهای روانی نیز قابل استفاده است) به بیمار، کرامت و استقلال بیشتری میبخشد، همکاری بین متخصصان پزشکی را تسهیل میکند، رویکردهای دستهبندی شده را با رویکردهای ابعادی مناسبتر جایگزین میکند و از ایده محدودکنندهی «درمان» رهایی میبخشد. فصلهای ابتدایی کتاب، شواهد فراوانی را خلاصه میکنند که نشان میدهند مدل بیماری، ناقص است؛ همانطور که ماتریالیسم سادهانگارانهای که روانپزشکی حول مفهوم مغز به عنوان نوعی کامپیوتر بیولوژیکی مستقل بنا کرده، دچار اشکال است. فصلهای بعدی به بررسی جایگزینهای موجود برای مدل بیماری میپردازند و شواهدی را برای روانپزشکی مبتنی بر شخص، همانطور که فیلسوفی مانند هایدگر توصیف کرده، ارائه میدهند.
این مجلد برای محققان، پژوهشگران و دانشجویان تحصیلات تکمیلی در رشتههای روانپزشکی بالینی، تحقیقات سلامت روان و رواندرمانی جذاب خواهد بود. روانشناسان و درمانگران فعال در تحقیقات یا تدریس در حوزه سلامت روان نیز از این مجلد بهرهمند خواهند شد.