استرن، درک خود از اثرگذاری درمان را بر آزادی بیمار و تحلیلگر در خلق تجربهای معنادار با کمترین میزان بازداری استوار میسازد. ظرفیت میدان برای تولید معنا – و از این طریق، ممکن ساختن زندگی انسانی تمامعیار – از آزادی آن در پاسخدهی خودجوش به احساسات، خواستهها و نیازهای شرکتکنندگانش نشأت میگیرد. هرچه این خودانگیختگی کاهش یابد، همانطور که در بازنمایی دوسویه ناخودآگاه رخ میدهد، میتوانیم مطمئن باشیم که بخشی از میدان منجمد یا به نوعی سخت و انعطافناپذیر شده است. این دیدگاه، شالوده روانکاوی است که استرن آن را به کار میگیرد. هدف تحلیلگر این است که راه خود را به سوی مصالحهها در میدان پیدا کند و سپس هر کاری که میتواند انجام دهد تا آنها را دریابد و از بین ببرد، با این آگاهی که باید بارها به آنها سر زد و دوباره آنها را حل کرد. این بینشها در باب نظریه میدان بینفردی و رابطهای، منجر به توصیف مداخلات بالینی میشود که بر تجربه عاطفی لحظهبهلحظه بیمار و تحلیلگر متمرکز است.
این کتاب با ارائه مطالب ارزشمند در حوزه نظریه و تصویرسازیهای بالینی صمیمی و ملموس، برای همه روانکاوان و رواندرمانگران روانکاوانه که میخواهند درک کنند چگونه مداخلات تحلیلگر از درگیری عاطفی او در فرایند بالینی نشأت میگیرد، ضروری است.