راباتی با تکیه بر اندیشههای فروید و همچنین لاکان، بررسی میکند که چگونه عدم تمایل لاکان به اجازه دادن به اندیشه روانکاوانه برای تبدیل شدن به اندیشهای راکد یا محدود و دستهبندی شده به یک بخش از زندگی، کلیدی در تفکر او بود. لاکان با بازگشت مداوم به ایدههای روانکاوانه به شیوههای جدید و تکاملی، روانکاوی را در حال حرکت و تغییر نگه داشت، درست همانطور که سقراط برای تفکر فلسفی در آتن کلاسیک انجام داد. این نقش “خرمگس” یا محرک، به او آزادی عمل داد تا تمام جنبههای تفکر و درمان روانکاوانه را بررسی کند و اینکه چگونه میتواند در تمام جنبههای زندگی نفوذ کند، هم در اتاق مشاوره و هم فراتر از آن.
این کتاب که بر پایه درک عمیقی از آثار لاکان و همچنین فروید استوار است، خواندنی ضروری برای همه کسانی است که به دنبال درک این موضوع هستند که چرا آثار لاکان همچنان برای روانکاوی معاصر بسیار مهم و چالشبرانگیز باقی مانده است.