این کتاب بر اشکال گوناگون توجه کردن (رویکرد) و رویگردانی از گفتار در طیف وسیعی از تجربیات در درمان بالینی و زندگی روزمره تمرکز دارد.
فصول این مجلد به گرفتاریهای ناشی از تبعید از زبان مادری، زبان انگلی که از زبان دیگری به عنوان یک اندام مصنوعی زبانی استفاده میکند، زبان ماتم بیحس که سوگوار را از سوگواریاش جدا میکند، همانندسازی چسبنده با صدا و شکاف روانپریشانه بین صدا و معنا، کمتوانی ذهنی مرتبط با ابژهای درونیشده که روی میگرداند و طیف بین انتقام و بخشش میپردازند. هر فصل، زاویهای متفاوت از توانایی روان برای تشخیص اهرم خود و استفاده از آن برای فراتر رفتن از انواع بینهایت قربانیشدگی درمانده را روشن میکند: از جایگاه قربانی به جایگاه شاهد، از اینکه ابژهی روایت باشیم به اینکه سوژهی آن باشیم، و از موضع حقبهجانب بودن به تمایل به بخشیدن و بخشیده شدن.
این کتاب برای روانکاوان، رواندرمانگران و پژوهشگران ادبی و همچنین فلاسفهی زبان و ذهن، خواندنی ضروری است.