جرمی کان پیشبینی میکند که در پنج سال آینده، هوش مصنوعی تقریباً در هر صنعت و بنگاهی اختلال ایجاد خواهد کرد و بهرهوری و کارایی را به شدت افزایش خواهد داد. این فناوری، ساختار نیروی کار را دگرگون میکند و دستیاران هوش مصنوعی را به یک ضرورت برای هر کارمند دانشمحور تبدیل میکند. نظام آموزشی را متحول میکند، به این معنی که کودکان در سراسر جهان میتوانند معلمان خصوصی و همراه داشته باشند. مراقبتهای بهداشتی را متحول میکند و داروهای شخصیسازیشده و هدفمند را مقرونبهصرفهتر میسازد. ما را مجبور میکند تا نحوهی خلق هنر، ساخت موسیقی و نوشتن و انتشار کتاب را از نو تصور کنیم. پتانسیل هوش مصنوعی مولد برای گسترش مهارتها، استعدادها و خلاقیت ما به عنوان انسان، انکارناپذیر و امیدوارکننده است.
اما در حالی که این فناوری نوین، آیندهای روشن دارد، سایهای تیره و ترسناک نیز بر آن افکنده است. هوش مصنوعی پیامدهای گسترده، مخرب و بالقوه ویرانگر به همراه خواهد داشت. کان با تکیه بر دسترسی بینظیر خود به رهبران، دانشمندان، آیندهپژوهان و سایر افرادی که هوش مصنوعی را به واقعیت تبدیل میکنند، استدلال خواهد کرد که اگر هوش مصنوعی به دقت طراحی و با هوشیاری تنظیم نشود، نابرابری درآمد را تعمیق میبخشد، دستمزدها را کاهش میدهد و بازارهای انحصاری و برندهمحور را در بخش اعظمی از اقتصاد تحمیل میکند. هوش مصنوعی دموکراسی را به خطر میاندازد، زیرا حقیقت تحتالشعاع اطلاعات نادرست، تعصبات نژادی و کلیشههای مضر قرار میگیرد. هوش مصنوعی با ادامه دادن روندی که اینترنت آغاز کرده است، مغز ما را سیمکشی مجدد میکند و احتمالاً توانایی ما را در تفکر انتقادی، به خاطر سپردن و حتی کنار آمدن با یکدیگر تضعیف میکند؛ مگر اینکه همگی برای جلوگیری از وقوع این امر، اقدام قاطعانهای انجام دهیم.
همانطور که کتاب کلاسیک *چیز جدید جدید* اثر مایکل لوئیس، روایتی پیشگویانه، روشنگرانه و بسیار خواندنی از زندگی در حباب داتکام ارائه داد، *تسلط بر هوش مصنوعی* رهنمودهای بسیار مورد نیاز را برای هر کسی که مشتاق درک رونق هوش مصنوعی و آنچه در پی خواهد آمد، ارائه میدهد.