حوزه هوش مصنوعی، علم داده و تحلیل، در حال آسیب رساندن به خود است. وعدههای اغراقآمیز درباره فناوریهای غیرواقعی، سادهسازی پروژههای پیچیده و هیاهوی تبلیغاتی، همگی منجر به فرسایش اعتماد به یکی از حیاتیترین رویکردهای ما برای تصمیمگیری میشوند: تصمیمگیری مبتنی بر داده.
هدف این کتاب، اصلاح این وضعیت با مقابله با تبلیغات هوش مصنوعی و ارائه دوز واقعیتی از این حوزه است. نویسندگان که خود از متخصصان این عرصه هستند، قویاً به قدرت ریاضیات، محاسبات و تحلیل باور دارند، اما اگر انتظارات کاذب ایجاد شود و متخصصان و رهبران درک کاملی از تمام جنبههای دخیل در پروژههای علم داده نداشته باشند، همچنان شاهد شکست فاجعهبار ۸۰٪ (یا بیشتر) پروژههای تحلیلی خواهیم بود که برای شرکتها و جامعه صدها میلیارد دلار هزینه در بر خواهد داشت و منجر به ترک یکی از مهمترین قابلیتهای تصمیمگیری مبتنی بر داده توسط افراد غیر متخصص خواهد شد.
برای اولین بار، رهبران تجاری، متخصصان، دانشجویان و افراد علاقهمند عادی خواهند آموخت که چه چیزی واقعاً یک پروژه علم داده را موفق میکند. نویسندگان با استفاده از داستانهای شخصی متعدد، واقعیتهای تلخ پیادهسازی هوش مصنوعی و تحلیل را آشکار میکنند.