فرسودگی به تبعیدیان سرخوردهی کمون پاریس در یک تبعیدگاه جزایی در جنوب اقیانوس آرام، بلشویکهای خسته که در دوران نقاهت پس از انقلاب اکتبر در آسایشگاهها به سر میبرند، یک فعال سابق که روی تخت روانکاو خواب مناظر ویرانشده را میبیند، دهقانان چینی که در جلسات خودانتقادی شرکت میکنند، یک سازماندهندهی سیاسی که از یک شفادهندهی معنوی مشورت میگیرد، فعالان جنبش حقوق مدنی که با فرسودگی مبارزه میکنند، و گروهی از فمینیستها که اتاقی را با تشک میپوشانند تا در مورد نظام مردسالار فریاد بزنند، میپردازد. پراکتر با کنار گذاشتن روایتهای خودیاری و حرفهای فردیسازیشدهی درمانی، راهی متفاوت پیش رو میگذارد – نه انکار و نه ناامیدی. بررسی قاطع او از روشهایی که مبارزان برای درک فرسودگی خود به کار بردهاند، نشان میدهد که میتوان همزمان سوگواری و سازماندهی کرد، و هر دو را بدون مصالحه انجام داد.