اگر با این پیشفرض شروع کنیم که تکامل فرآیندی است که دائماً در حال بهبود است، برخی از جنبههای تکامل ما منطقی به نظر نمیرسند. برای مثال، ما نرخ بالایی از بیماریهای ژنتیکی داریم و به نظر میرسد بخش زیادی از DNA ما بیمعنی است. لارنس هرست در کتاب *تکامل نقص*، شانس ژنتیکی به ظاهر بدِ ما را بررسی میکند.
هرست، مرجع برجسته در زمینه تکامل و ژنتیک، استدلال میکند که نقصهای تکاملی ما مستقیماً از دو ویژگی ناشی میشوند: دشواریهای بارداری و این واقعیت که از نظر تاریخی تعداد نسبتاً کمی از ما وجود داشتهایم. در دوران بارداری، انتخاب طبیعی میتواند از کروموزومهایی حمایت کند که جنینها را در گونههایی (از جمله گونه ما) که به طور مداوم از مادر منابع دریافت میکنند، از بین میبرند. بیشتر تخمهای بارور شده به سرانجام نمیرسند و ناسازگاری بین جنین و مادر میتواند منجر به اختلالات کشنده بارداری شود. جمعیت کوچک تاریخی، نقش شانس را تقویت میکند، که به نوبه خود منجر به انباشت DNA غیرضروری و جهش بیشتر میشود.
پس چه چیزی میتواند ما را نجات دهد؟ یک پاسخ ممکن است در پزشکی ژنتیک نهفته باشد، که درمانهایی را در اختیار ما قرار داده است که شرایط کشنده را قابل پیشگیری و حتی درمان میکند.
هرست پیشنهاد میکند که نقصهای ظاهری ما میتواند کلید یک روش جدید برای درک خودِ تکامل باشد. با نگاهی به شرایطی که به نظر میرسد توضیحی ندارند، ممکن است به درک غنیتری از چگونگی عملکرد واقعی تکامل و معنای انسان بودن برسیم.