امیلیان درکلن استدلال میکند که تصورات معاصر از تخیل و خلاقیت در حوزه علوم شناختی، به نوعی دوگانهانگاری بین ذهن و فن (تکنیک) دچار شدهاند. درکلن با ترکیب نظریههای شناختی برکنشگرایانه، تجسمیافته، بومشناختی، گسترده و تعبیهشده (5E) با مردمشناسی مادی و فلسفه فرانسوی فن و تخیل، این رویکرد را به چالش میکشد. در عوض، او نقش مشارکت فنی و اجتماعی-مادی را در فرآیندهای تخیلی و خلاقانه برجسته میکند. او با این کار، فیلسوفان کنشگرا مانند لامبروس مالافوریس، شان گالاگر و ازکیل دی پائولو را وارد گفتوگو با فلسفه آندره لروی گورهان، ژیلبر سیموندون و برنار استیگلر میکند تا نشان دهد چگونه فیلسوفان فرانسوی فن میتوانند به علوم شناختی 5E کمک کنند تا نظریههای خود را در مورد تخیل بیشتر بررسی کنند.